جعفر شهرى باف

125

طهران قديم ( فارسى )

چوب و فلك نيفتاده بمصايب بالاتر گرفتار نشوند لازم بدانند حساب خود را با حاكم تازه تسويه كرده تقديمىهايى برده تعهداتى قبول نمايند و نوكرها و فراشها و مأمورانش هم كه از همان ساعت بجان مردم افتاده « حساب‌خرده » ها را با دوست و دشمن تصفيه نموده عقب‌ماندگيهاى دوران بيكارى و زمان خانه‌نشينى ارباب را جبران بكنند . حاكم حكم حكومت را بمبلغى خريده مدتها در كوتاه‌دستى از مقام و منصب ، از جيب خورده بايد هر چه زودتر خسارات را تلافى نمايد ، خاصه كه امكان داشت هر لحظه آن را شخص ديگرى با سرقفلىاى بالاتر قبول كرده جاى او بنشيند و خدمه‌اش كه روزها و هفته‌ها و گاهى ماهها و سالها انتظار كشيده تا دست اربابشان به « لحه » « 49 » اى بند شده بدهىها و عقب‌ماندگىها را واريز نموده حسرت‌ها و ناكامىهاى ايام فترت را كارسازى بكنند . اختيارات حكومت شامل بود بر كل و جزء امور داد و ستد محلى ، رسيدگى بامور كسبه ، مبارزه با گرانفروشى ، دخالت و رسيدگى به كليه دعاوى - اعم از جنائى و قضايى و حقوقى ، رسيدگى به شكايات امور خانوادگى از اختلافات داخلى و ارث و وصول مهريه و نفقه و حضانت . امور ملكى و منازعات مربوط به آن و تصرفات و مخاصمات و قتل و كشتار و سرقت و راهزنى و تجاوز و امور ناموسى « 50 » و خلاصه آنچه را كه اجتماع آن روز با آن برخورد و تضاد داشته احتياج به حكم و داور پيدا مينمود و در اين صورت بود كه شغل حكومت از بزرگترين و

--> ( 49 ) . جا - دم گاو ، عايدى . ( 50 ) . تنها در يك مورد بوده كه فيصلهء مرافعه‌اى از طرف عين الدوله بىچوب و فلك و مصادره و مثله انجام مىگيرد به اين كيفيت كه : مردى پيش عين الدوله از پسرى شكايت مىكند كه از دختر او ازالهء بكارت كرده است و عين الدوله دستور مىدهد دختر را زينت كرده ، با زر و زيور بحضورش بياورد و چون دختر بحضور ميرسد چهار فراش را مأمور مىكند كه چادر از او دور ساخته ، زر و زيورش غارت بكنند و چون فراش‌ها با همه تقلا موفق نمىشوند عين الدوله رو به پدر دختر كرده مىگويد چهار مرد زورمند نتوانستند گلوبند و گوشواره‌اى را از گوش و گلوى دختر باز كنند يا حتى چادر از صورتش كنار بكشند ، آنوقت چطور يك جوان مردنى مىتواند به او دست بيابد و اين نبوده مگر آنكه خود دختر راه براى پسر باز كرده ، اگر برابر من هم گشوده بود بخلاف آن نمىكردم .